در کشور ایرلند " مدارس ابتدايي خصوصي درحوزه مالكيت و اداره خود، به‌صورت كاملاً خود مختار عمل مي‌نمايند. مدارس مذكور از محل شهريه‌هاي تحصيلي، كمك‌هاي مردمي، بودجه يا دارايي‌هاي خصوصي، تأمين اعتبار  مي‌گردند. بطور قانوني، كليه مدارس متوسطه خصوصي رايگان بوده و اما بودجة مالي قابل ملاحظه‌اي  از ادارة‌ كل آموزش و پرورش دريافت مي‌نمايند. در مدارس انتفاعي / شهريه‌اي دولت، دولت تقريباً تمامي حقوق معلمين رسمي را پرداخت مي‌نمايد.در مدارس غير شهريه‌اي (غيرانتفاعي)، علاوره بر پرداخت حقوق معلمين كمك‌هاي مالي خاصي به روساي مراكز واگذاري مي‌گردد. كليه مدارس متوسطه خصوصي ملزم به فعاليت مطابق قوانين و برنامه‌هاي مدارس متوسطه دولتي مي‌باشند.

مدارس خصوصي متوسطه نيز به صورت خصوصي اداره شده و به طوركلي مالكيت خصوصي دارند. اين مدارس كه عمدتاً توسط هيأت مديره، تشكلهاي مذهبي و يا اشخاص غيرحقوقي اداره مي‌شوند؛ كاملاً ازسوي دولت تأمين بودجه شده و جز برخي موارد استثنايي، دانش‌آموزان ملزم به پرداخت هيچگونه شهريه تحصيلي نمي‌باشند. "

اما در ایران ،با خواندن مطالب بالا می توان به راحتی قضاوت کرده و به این نتیجه رسید که تقریبا تمامی بار مالی تحصیل در مدارس غیر انتفاعی ایران بر دوش خانواده هاست .

 

 

 

" در كشور ايرلند، دانش‌آموزاني كه از تواناييهاي جسمي وروحي محروم‌اند ازخدمات ويژه‌اي از قبيل ثبت‌نام در مدارس استثنايي و حضور در كلاسهاي ويژه دولتي برخوردار مي‌باشند. گفتني است كه از دانش‌آموزان مذكور در طول سال تحصيلي پشتيباني كامل صورت گرفته و سياست حوزه آموزشي كشور بر حمايت يكپارچه و همه جانبه از دانش‌آموزان استثنايي در مدارس عمومي كشور استوار مي‌باشد. در راستاي نيل به هدف مذكور؛ كلاسهاي ويژه 8 نفره در مدارس سراسر كشور طراحي شده و بودجه قابل توجهي نيز به اين امر اختصاص يافته است. بنا بر قانون حمايت از دانش‌آموزان استثنايي، كليه دانش‌آموزاني كه از معلوليت‌هاي جسمي و روحي رنج مي‌برند و در مدارس عمومي مشغول تحصيل مي‌باشند به صورت خودكار از مزايا و امكانات ويژه آموزشي برخوردار مي‌گردند. ازجمله اين مزايا و امكانات مي‌توان به اختصاص 2 معلم و 1 پرستار براي هر فرد معلول جهت رسيدگي به وضعيت آموزشي و جسماني آنان اشاره نمود. از سپتامبر سال 1999 ميلادي، كليه مدارس مقاطع آموزشي ابتدايي و متوسطه از تعداد 3 معلم بهداشت ثابت برخوردار مي‌باشند. علاوه بر اين آن دسته از دانش‌آموزان استثنايي كه درمدارس عمومي به تحصيل مي‌پردازند؛ از سرويس ويژه اياب و ذهاب نيز برخوردار مي‌باشند.  "

 در مورد ایران، به گزارشی که گروهی از دوستان در کلاس درس سمینار ارائه دادن اشاره می کنم . این گزارش در مورد کودکان نابینا و وضعیت روند تحصیل آنان از سطح مبتدی تا دانشگاه در ایران بود . کودکان نابینا در ایران در مقطع ابتدایی دارای کلاسهای ویژه ای هستند و توسط دبیران دوره دیده تعلیم می بینند اما در مقاطع راهنمایی و متوسطه مجبور به تحصیل در مدارس عادی هستند ، این در حالی است که به  نابینایانی که در یک مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل هستند توسط دبیران عادی تعلیم داده می شود و فقط یک دبیر که دوره های مخصوص آموزش استثنائی دیده به عنوان مشاور هفته ای یک مرتبه در مدارس عادی حضور دارد و در آن مدت کم مجبور به برطرف کردن اشکالات و راهنمایی دانش آموزان نابینا است . نقطه ای که در وهله ی اول ممکن است  به دلیل تفکراتی که همراه با ترحم نسبت به این دوستان صورت بگیرد این است که چرا کلاس های درسی  دانش آموزان نابینا جدا از کلاسهای  افراد عادی نیست تا امکانات آموزشی بهتری در اختیارشان باشد و با تنش و استرس های روحی کمتری ادامه تحصیل بد هند ؟  در این مورد نظر و دیدگاه  یکی از اساتید ریاضیات دانشگاه اردبیل معقول به نظر می رسد . خلاصه ای از گفته های ایشان  : " باهم بودن دانش آموزان عادی و نابینا از این دید عالی است که دنیای نابینایان از دنیای افراد عادی جدا نمی شود و این برای نابینایان از این جهت که  هم تراز با افراد عادی قرار می گیرند خوشایند خواهد بود . در کنار هم بودن این دو گروه از دانش آموزان نشان داده که دانش آموزان نابینا افرادی بسیار باهوش و در بسیار ی از موارد دقیقتر و تیزتر از دانش آموزان عادی هستند که این عامل خود برای نابینایان حس استقلال می دهد ، اما اینکه برای هر مدرسه فقط یک مشاور و آن هم در طول هفته فقط یک مرتبه نامناسب  بوده و هم برای دانش آموزان نابینا و هم برای مشاور آنان با این بار و حجم مطالب درسی روند فعالیت بسیار سخت می باشد . برای بهبود این وضعیت تنها اقدامات دولتی کافی نیست و بایستی دانشگاهیان و افراد خیر جامعه نیز به فکر باشند و برای ایجاد یک بستر مناسب برای این قشر جامعه اقدمات لازم ، هم چون سرمایه گذاری برای تحصیل و آموزش این عزیزان یا با سپری کردن  دوره ای مخصوص ، به همکاری و همیاری مشاورین و معلمین و این دانش آموزان بپردازیم . " در این تحقیق به این موضوع که ایران از نظر امکانات و ابزار آموزشی حتی در سطح ابتدایی ، مبتدی بوده و از امکانات به روز دنیا استفاده نمیکند اشاره شد .و چه خوب خواهد بود که در پی حل این موضوع برآییم  و امکانات لازم آموزشی همگام با دنیا را در اختیار نابینایان قرار دهیم و یا حداقل ما دانشگاهیان در پی یافتن راه های بهتر برای آموزش نابینایان باشیم .

و در نهایت بایستی گفت ، در مقابل معلولیت ناخواسته ی تعدادی از افراد نبایستی اجازه دهیم محرومیت نیز قد علم کند .

 

 

پیام کوتاه هفته :

ما همیشه صداهای بلند را می شنویم ، پررنگها را می بینیم و سختها را می خواهیم ، غافل از اینکه خوبان آسان می آیند ، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند.