اگر همواره مانند گذشته بیندیشید همان چیزهایی را به دست می آورید که تا بحال کسب کردید
" از جمله دروس دوره تحصيلي ابتدايي ميتوان به علوم ديني، زبان ايرلندي، زبان انگليسي، علوماجتماعي، آموزش علمي و زيستمحيطي، آموزش هنر، تربيتبدني، آموزش بهداشت شخصي و اجتماعي و رياضيات اشاره نمود. دوره آموزش ابتدايي دركشور ايرلند به عنوان دوره آموزشي با محوريت دانشآموزان مطرح بوده و به معلمين اين مقطع اجازه داده ميشود تا بر اساس روحيات دانش آموزان؛ شيوه تدريس خود را برگزينند. " متاسفانه در ایران هنوز هم از روشهای سنتی برای تدریس استفاده می شود که این خود باعث بی میلی برای یادگیری می شود ، این در حالی است که بسیاری از کلاس های آموزشی در مدارس دنیا مدام خود را با توجه به تکنولوژی آموزشی دنیا به روز کرده و از این رو سعی در کارامدی هرچه بیشتر این کلاس ها می نمایند . مدارس خصوصي متوسطه نيز به صورت خصوصي اداره شده و به طوركلي مالكيت خصوصي دارند. اين مدارس كه عمدتاً توسط هيأت مديره، تشكلهاي مذهبي و يا اشخاص غيرحقوقي اداره ميشوند؛ كاملاً ازسوي دولت تأمين بودجه شده و جز برخي موارد استثنايي، دانشآموزان ملزم به پرداخت هيچگونه شهريه تحصيلي نميباشند. " اما در ایران ،با خواندن مطالب بالا می توان به راحتی قضاوت کرده و به این نتیجه رسید که تقریبا تمامی بار مالی تحصیل در مدارس غیر انتفاعی ایران بر دوش خانواده هاست . " در كشور ايرلند، دانشآموزاني كه از تواناييهاي جسمي وروحي محروماند ازخدمات ويژهاي از قبيل ثبتنام در مدارس استثنايي و حضور در كلاسهاي ويژه دولتي برخوردار ميباشند. گفتني است كه از دانشآموزان مذكور در طول سال تحصيلي پشتيباني كامل صورت گرفته و سياست حوزه آموزشي كشور بر حمايت يكپارچه و همه جانبه از دانشآموزان استثنايي در مدارس عمومي كشور استوار ميباشد. در راستاي نيل به هدف مذكور؛ كلاسهاي ويژه 8 نفره در مدارس سراسر كشور طراحي شده و بودجه قابل توجهي نيز به اين امر اختصاص يافته است. بنا بر قانون حمايت از دانشآموزان استثنايي، كليه دانشآموزاني كه از معلوليتهاي جسمي و روحي رنج ميبرند و در مدارس عمومي مشغول تحصيل ميباشند به صورت خودكار از مزايا و امكانات ويژه آموزشي برخوردار ميگردند. ازجمله اين مزايا و امكانات ميتوان به اختصاص 2 معلم و 1 پرستار براي هر فرد معلول جهت رسيدگي به وضعيت آموزشي و جسماني آنان اشاره نمود. از سپتامبر سال 1999 ميلادي، كليه مدارس مقاطع آموزشي ابتدايي و متوسطه از تعداد 3 معلم بهداشت ثابت برخوردار ميباشند. علاوه بر اين آن دسته از دانشآموزان استثنايي كه درمدارس عمومي به تحصيل ميپردازند؛ از سرويس ويژه اياب و ذهاب نيز برخوردار ميباشند. " در مورد ایران، به گزارشی که گروهی از دوستان در کلاس درس سمینار ارائه دادن اشاره می کنم . این گزارش در مورد کودکان نابینا و وضعیت روند تحصیل آنان از سطح مبتدی تا دانشگاه در ایران بود . کودکان نابینا در ایران در مقطع ابتدایی دارای کلاسهای ویژه ای هستند و توسط دبیران دوره دیده تعلیم می بینند اما در مقاطع راهنمایی و متوسطه مجبور به تحصیل در مدارس عادی هستند ، این در حالی است که به نابینایانی که در یک مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل هستند توسط دبیران عادی تعلیم داده می شود و فقط یک دبیر که دوره های مخصوص آموزش استثنائی دیده به عنوان مشاور هفته ای یک مرتبه در مدارس عادی حضور دارد و در آن مدت کم مجبور به برطرف کردن اشکالات و راهنمایی دانش آموزان نابینا است . نقطه ای که در وهله ی اول ممکن است به دلیل تفکراتی که همراه با ترحم نسبت به این دوستان صورت بگیرد این است که چرا کلاس های درسی دانش آموزان نابینا جدا از کلاسهای افراد عادی نیست تا امکانات آموزشی بهتری در اختیارشان باشد و با تنش و استرس های روحی کمتری ادامه تحصیل بد هند ؟ در این مورد نظر و دیدگاه یکی از اساتید ریاضیات دانشگاه اردبیل معقول به نظر می رسد . خلاصه ای از گفته های ایشان : " باهم بودن دانش آموزان عادی و نابینا از این دید عالی است که دنیای نابینایان از دنیای افراد عادی جدا نمی شود و این برای نابینایان از این جهت که هم تراز با افراد عادی قرار می گیرند خوشایند خواهد بود . در کنار هم بودن این دو گروه از دانش آموزان نشان داده که دانش آموزان نابینا افرادی بسیار باهوش و در بسیار ی از موارد دقیقتر و تیزتر از دانش آموزان عادی هستند که این عامل خود برای نابینایان حس استقلال می دهد ، اما اینکه برای هر مدرسه فقط یک مشاور و آن هم در طول هفته فقط یک مرتبه نامناسب بوده و هم برای دانش آموزان نابینا و هم برای مشاور آنان با این بار و حجم مطالب درسی روند فعالیت بسیار سخت می باشد . برای بهبود این وضعیت تنها اقدامات دولتی کافی نیست و بایستی دانشگاهیان و افراد خیر جامعه نیز به فکر باشند و برای ایجاد یک بستر مناسب برای این قشر جامعه اقدمات لازم ، هم چون سرمایه گذاری برای تحصیل و آموزش این عزیزان یا با سپری کردن دوره ای مخصوص ، به همکاری و همیاری مشاورین و معلمین و این دانش آموزان بپردازیم . " در این تحقیق به این موضوع که ایران از نظر امکانات و ابزار آموزشی حتی در سطح ابتدایی ، مبتدی بوده و از امکانات به روز دنیا استفاده نمیکند اشاره شد .و چه خوب خواهد بود که در پی حل این موضوع برآییم و امکانات لازم آموزشی همگام با دنیا را در اختیار نابینایان قرار دهیم و یا حداقل ما دانشگاهیان در پی یافتن راه های بهتر برای آموزش نابینایان باشیم . و در نهایت بایستی گفت ، در مقابل معلولیت ناخواسته ی تعدادی از افراد نبایستی اجازه دهیم محرومیت نیز قد علم کند . پیام کوتاه هفته : ما همیشه صداهای بلند را می شنویم ، پررنگها را می بینیم و سختها را می خواهیم ، غافل از اینکه خوبان آسان می آیند ، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند. در کشور ایرلند " طي سال 1990 ميلادي، دپارتمان آموزش و علوم ايرلند با همكاري دپارتمان بهداشت و كودكان اقدام به اجراي يك سري از برنامههاي آموزشي ويژه منجمله آموزشهاي فردي، اجتماعي و بهداشتي موسوم به ( SPHE ) نمود. قرار است در آينده نزديك طرح ( SPHE ) به صورت گسترده و اجباري در مقاطع تحصيلي ابتدايي و متوسطه اجرا گردد. در حال حاضر دو برنامه آموزشي با عناوين آموزش روابط جنسي و آموزش عدم استفاده از مواد مخدر ( S MPP ) به صورت گسترده و اجباري در اين دو مقطع تحصيلي در حال اجرا ميباشد. مهمترين هدف طرح مذكور تشويق و ترغيب جوانان جهت عدم ارتكاب به هرگونه خشونت عليه خود و ديگران ميباشد. " مسئله ی آموزشهای فردی ، اجتماعی و بهداشتی یکی از مهمترین مسائلی است که در جوامع امروز به صورت جدی به آن نگاه میشود. مسائلی که بهترین زمان یادگیری آنان دوران کودکی و نوجوانی است ، چرا که سرعت تغییر و تحولات جسمی و ذهنی در همین دوران است ، که متاسفانه حتی به این امر نیز در ایران توجه زیادی نمی شود و حتی خانواده ها نیز نسبت به این امر بی توجه هستند و ما در دوران جوانی و بزرگسالی افراد ، شاهد مسائلی بسیار آزار دهنده و ناراحت کننده از جانب آنان هستیم ، مسائلی از قبیل رعایت نکردن بهداشت فردی و اجتماعی حتی از جانب بسیاری از دانشجویان و طبقه ی تحصیل کرده و یا عدم برخورداري از مناعت طبع و یا داشتن تفکری اشتباه در مورد جايگاه و نقش مردان و زنان در جامعه و یا مسائلی از قبیل " نحوه برقراري ارتباط با ديگران ، ابراز صحيح احساسات و عواطف ، نحوه اتخاذ تصميمگيري بجا و درست ، برخورداري از سلامتي جنسي " که در این زمان هنوز هم برای بسیاری از ماها ناملموس و گنگ می باشد . در کشور ایرلند " طي سال 1987 ميلادي، شوراي ملي ارزشيابي و برنامهريزي تحصيلي جهت ارائه خدمات مشاوره و همياري به وزير آموزش و علوم در دو مقطع تحصيلي ابتدايي و متوسطه پايهريزي گرديد. طي سال 1991 ميلادي، شوراي مذكور مأموريت يافت تا به تحقيقاتي در خصوص مقطع آموزش ابتدايي مبادرت نموده و در صورت لزوم تجديدنظرهاي لازم را اعمال نمايد. لازم به ذكر است كه اين تجديدنظر به ايجاد تغييرات سريع علمي، اجتماعي و فني در مقطع ابتدايي منجر شده و به تبع آن جايگاه بخش آموزش مقطع ابتدايي كشور در ميان كشورهاي عضو اتحاديه اروپا و ساير كشورهاي دنيا ارتقا يافت. لازم به ذكر است كه سياست تحصيلي بازبيني شده اين مقطع به كليه مدارس كشور ابلاغ شده و از سال 2000- 1999 ميلادي به اين سو لازمالاجرا گرديده است. " اما متاسفانه در ایران ما بازبینی ها و تجدید نظرهایی که به ظاهر هر ساله در این مقاطع تحصیلی صورت می گیرد ، جز سردرگمی و نامفهوم ساختن هدف و محتوای آموزشی کاری از پیش نبرده است . اما در کشور ایران ، با وجود استعداد سرشاری که در مردم آن و مخصوصا در جوانان این کشور هست بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان به خاطر مخارج کمر شکن تحصیل ، از ادامه ی تحصیل محروم می شوند و حتی بسیاری با وجود داشتن علاقه و استعداد در زمینه های علمی ، از وارد شدن به دانشگاه ها باز می مانند . بسیاری از کودکان به خاطر نوع فکر اشتباه خانواده ها و حمایت نشدن از طرف دولت حتی از تحصیلات پایه نیز محروم میشوند و دوران طلایی زندگی خودشان را در کوچه و خیابان ها و در وضیعت نامطلوب الگوهایی که در جامعه وجود داشته و معمولا هم از دید عموم پنهان هست سپری می کنند . نکته ی دیگر که بسیار مهم است اینکه ، "بنا بر مدارك مستدل سرمايهگذاري در حوزه آموزشي كشور عامل اصلي رشد سريع اقتصادي ايرلند است، چراكه سرمايهگذاري نيروي انساني به ميزان سرمايهگذاري در زير ساختهاي فيزيكي مهم است. اجراي سياستهايي منجمله آموزش علوم و تكنولوژي سرمايهگذاريهاي لازم در تحقيقات كاربردي موجب اطمينان از اين مسأله ميگردد كه كشور ايرلند به حفظ ظرفيتهاي خود جهت باقي ماندن در عرصه تكنولوژي مبادرت مينمايد." اما در کشور عزیز ما ایران ، واقعا چقدر برای تحصیل دانش آموزان و دانشجویان سرمایه گذاری می شود ؟ یا اصلا این مسئله تا چه حدی مهم تلقی میشود ؟ آیا اگر خانواده ها توان سرمایه گذاری برای تحصیل فرزندان خود را نداشته باشند ، دولت مسئولیت آن را به عهده می گیرد ؟ پاسخ به این سوالات شاید زیاد هم دشوار نباشد ، این طور نیست ؟ پیام کوتاه هفته : داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است ولی، نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است . در ۲۷ پست پیشین ، از ابعاد گونگون در مورد نظام آموزشی کشور ایرلند صحبت شد حال، از پست آینده به طور اجمالی به تحلیل نظام آموزشی این کشور با توجه به نظام آموزشی کشورمان ایران و تفاوتهایی که در آنها وجود دارد خواهیم پرداخت . سيستم تأمين بودجه مقاطع آموزش ابتدايي و متوسطه در كشور ايرلند بر اساس الگوي خصوصي يارانهگير مربوط به قرن نوزدهم طراحي شده است. در حال حاضر دولت ايرلند به تحت پوشش قرار دادن مدارس كل كشور مبادرت نموده است به نحوي كه ميتوان ادعا نمود كه مدارس كشور از لحاظ مديريتي به صورت خصوصي اداره شده اما منابع مالي آنها از سوي دولت و از محل بودجه عمومي كشور تأمين ميگردد. به عبارت ديگر ميتوان گفت كه دولت به تأمين بودجه اكثريت قريب به اتفاق مدارس ابتدايي و متوسطه كشور مبادرت مينمايد. همانگونه كه قبلاً نيز بدان اشاره گرديد، اغلب مدارس كشور به صورت خصوصي و عموماً توسط يك فرقه مذهبي اداره ميگردند. تا سال 1970 ميلادي، هر يك از مدارس كشور تحت مديريت يك روحاني فرقه مذهبي قرار داشتند كه مدرسه به آن تعلق داشت و اين در حالي است كه امروزه نوع مديريت سابق به مديريت مشاركتي تغيير شكل يافته كه در آن هيأتي متشكل از والدين، مربيان و ساير اعضاي جامعه عهدهدار اين مسئوليت گرديدهاند. در اين ميان برخي از مدارس چند فرقهاي نيز فعاليت دارند كه توسط گروههايي از والدين دانشآموزان تأسيس شده و اما توسط دولت تأمين اعتبار ميگردند. هزينههاي كلي و جاري مدارس مقطع ابتدايي منجمله حقوق و دستمزد معلمين از محل بودجه عمومي كشور تأمين و كسري آن از طريق كمكهاي محلي فراهم ميگردد. اين در حالي است كه مدارس مناطق محروم، دورافتاده و مدارس استثنايي از منابع مالي ديگري علاوه بر بودجه اختصاصي بهرهمند ميگردند. طبق آخرين آمار به دست آمده طي سال تحصيلي 97-1996 ميلادي، حدود 98% از دانشآموزان ايرلندي در مدارس دولتي تحصيل نموده و تنها قريب به 2% از آنان در مدارس خصوصي به تحصيل مبادرت مينمايند. لازم بذكر است كه مدارس خصوصي توسط نهادها و مؤسسات غيردولتي تأسيس و كنترل شده و هيچگونه وابستگي مالي به بخش دولتي ندارند. اكثريت مدارس مقطع ابتدايي و متوسطه كشور ايرلند از محل بودجه دولتي تأمين اعتبار ميگردند. شايان ذكر است كه اين مدارس در تملك بخشها و گروههاي خصوصي جامعه نظير فرقههاي مذهبي كاتوليك و پروتستان بوده و به صورت محلي از طريق نمايندگان هيأتهاي مديريتي اداره شده و حقوق معلمين و هزينههاي عملياتي آنان كاملاً از محل بودجه عمومي كشور تأمين ميگردد. تا سال 1998 ميلادي، هيچگونه ماده قانون ويژه اداره و نظارت بر نظام آموزشي مقاطع ابتدايي و متوسطه وضع نگرديده بود؛ تا اين كه در دسامبر سال 1998 ميلادي، ماده قانون ويژه آموزش كشور از تصويب دولت گذشت. براساس ماده قانون مذكور، نظام آموزشي مقاطع تحصيلي ابتدايي و متوسطه كشور از پايه قانوني برخوردار گرديد. بر همين اساس، دانشگاهها وديگر مؤسسات آموزش عالي؛ نهادهاي قانوني مستقل محسوب شده و نظارت بر امور مدارس كشور در حيطه وظايف دپارتمان بازرسي آموزش و علوم كشور قرار دارد. ماده قانون آموزش ويژه مديريت مدارس كشور در سطح محلي به عنوان پايه و اساس حقوقي ترسيم گرديده است. بر اساس ماده قانون مذكور هيئت مديره در انجام وظايف خود و تصميمگيري در خصوص امور آموزشي در چارچوب يك سري از مقررات خاص از اختيارات تام برخوردار ميباشد. از جمله برخي از عملكردهاي مهم هيئت مديره مدارس كشور ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود: مديريت مدارس به نيابت از دپارتمان آموزش و علوم در جهت تأمين منافع آموزشي دانشآموزان و والدين حصول اطمينان از برخورداري كليه دانشآموزان از برنامههاي آموزشي استاندارد گزارش قوانين و مقررات پذيرشي مدارس به اطلاع عموم تهيه و تدارك امكانات در چارچوب منبع اختصاصي مدارس براي دانشآموزان مواجه با نيازمنديهاي آموزشي ويژه در كشور ايرلند سرمايهگذاري بخش دولتي و خصوصي در بخش آموزش در فاصله سالهاي 95-1990 ميلادي به طرز چشمگيري افزايش يافت. گفتني است كه اين نوع بر 32% بالغ گرديد. طي سال 1995 ميلادي، پرداخت دولت از بودجه عمومي به بخش آموزش بر 5/13% بالغ گرديد كه در نوع خود از رشدي معادل 2/1 درصد برخوردار بود. سهم عمده بودجه بخش آموزش به مقاطع تحصيلي ابتدايي و متوسطه اختصاص مييابد. لازم به ذكر است كه كل بودجه دولتي اختصاص يافته به بخش آموزش طي سال 1995 ميلادي به عنوان درصدي از توليد ناخالص ملي به كمتر از 39 درصد بالغ گرديد. در فاصله سالهاي 95-1990 ميلادي، پرداخت دولت به بخش آموزش عالي و كمكهاي مالي ويژه دانشجويان تا سقف 33% افزايش يافت. در همين فاصله زماني بودجه آموزشي مقاطع تحصيلي ابتدايي و متوسطه نيز به ترتيب تا سقف 34 و22 درصد افزايش يافت. گفتني است كه ميزان افزايش بودجه مقطع تحصيلي متوسطه با تعداد دانشآموزان ثبتنام شده در اين بخش متناسب نبود زيرا در خلال اين سالها تعداد دانشآموزان مقطع آموزش متوسطه به طور چشمگيري افزايش يافته بود. بودجه اختصاص يافته به طرح آموزش همگاني از كل بودجه آموزشي كشور بر3/441 ميليون پوند بالغ ميگردد. گفتني است كه بودجه مذكور به ترتيب در بخشهاي ذيل مصروف ميگردد: - آموزش پيش دبستاني : 74 ميليون پوند - طرح سوادآموزي ابتدايي : 75/11 ميليون پوند - طرح سوادآموزي بزرگسالان : 8/73 ميليون پوند - طرح تكميل دوره تحصيلات پايه : 5/75 ميليون پوند - طرح تأسيس صندوق ويژه برخورداري از فرصت مجدد آموزشي : 95 ميليون پوند - طرح حمايت از آموزش پناهندگان : 5/3 ميليون پوند - آموزش درازمدت: 085/1 ميليون در اين طرح موارد ذيل مورد توجه قرار دارد: - طرح مجدد بازگشت به آموزش و تحصيل علم - طرح حمايت و پشتيباني فوقالعاده از آموزش از طريق ارائه خدمات مشاوره و راهنمايي - طرح آموزش زبانهاي خارجي - طرح بهبود كيفيت آموزشي: 126 ميليون پوند در اين طرح موارد ذيل مورد توجه قرار دارد: - بهبود وضعيت آموزشي مقاطع تحصيلي ابتدايي و متوسطه - تضمين كيفيت نظام آموزش عالي - بهبود وضعيت نظام ارزشيابي و مدارك علمي - طرح فرصتهاي برابر آموزشي: 6/19 ميليون دلار - طرح تحقيقات، فنآوري، توسعه و ابتكار: 550 ميليون پوند - زير ساختهاي بخش آموزش: 600/1 ميليون پوند دولت ايرلند جهت مقابله با مشكلات آموزشي و تقويت سياست آموزش همگاني اقدام به اجراي طرح (57) ميليون پوندي در سراسر كشور نموده است. بنا بر طرح مذكور بودجهاي جهت گسترش برنامههاي ويژه آموزشي در خانه، مدرسه، جامعه، بهبود وضعيت خدماترساني به افراد مواجه با نيازهاي آموزشي، تشويق و ترغيب جوانان به ادامه تحصيل جهت تكميل مقطع آموزش متوسطه، ارائه خدمات روانشناسي - آموزشي ملي، تقويت سوادآموزي بزرگسالان و مبارزه با مشكلات آموزشي موجود در مقطع آموزش عالي كشور به اين امر اختصاص يافته است. لازم به ذكر است با وجود كاهش شمار دانشآموزان مقطع ابتدايي، سرمايهگذاريهاي دولت در اين بخش همچنان رو به افزايش است. علاوه بر اين خاطرنشان ميگردد كه طي سالهاي 98-1997 و90-1989 ميلادي، نسبت معلمين به دانشآموزان مدارس مقطع ابتدايي به ترتيب معادل 1/22 و 1/27 بود. در اين رابطه دولت ايرلند جهت حصول اطمينان از تأمين نيازهاي آموزشي افراد جامعه به اجراي طرحهاي مالي مشروح در ذيل مبادرت نموده است: طرح ابقاء تحصيلي (تكميل دوره تحصيلات آموزشي) به شكل يك قرارداد ميان مدارس مقطع ابتدايي و متوسطه داراي آمار بالاي افت و ترك تحصيل و دپارتمان آموزش و علوم و ساير نهادهاي خدمات رساني محلي منعقد گرديده است. طرح مذكور در قالب سه فاز برنامهريزي، اجرا و بازبيني نتايج به مورد اجرا گذارده شد. نحوه تأمين مالي طرح نيز به كيفيت، طراحي و اجراي صحيح آن بستگي دارد. در اين طرح از مدارس موردنظر و شركاي محلي خواسته شده است تا حد ممكن در اجراي طرح از خود انعطافپذيري نشان داده تا از اين طريق از منابع مالي و انساني طرح حداكثر استفاده صورت گيرد. طرح ( SCP ) تحت نظارت تيم متشكل از يك هماهنگكننده ملي و يك گروه از دستياران وي صورت ميگيرد. از جمله مهمترين وظايف هماهنگكننده ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود: 1- حمايت از مديران مدارس و هماهنگكنندههاي محلي در راستاي اجراي طرح توسعه و گسترش تكميل دوره تحصيلات آموزشي 2- نظارت بر مشاركت فعال دانشآموزان و بهرهبرداري از منافع و منابع طرح 3- تشويق و ترغيب مشاركت و همكاري ميان افراد دستاندركارطرح، اولياء، نمايندگان نهادها و سازمانهاي رسمي محلي 4- مشاركت در جلسات ويژه مديريت محلي در جهت گسترش تفاهم و اجراي صحيح طرح خاطرنشان ميگردد كه هر يك از هماهنگكنندهها عهدهدار مسئوليت هماهنگي طرح ( SCP) در نواحي بخصوص بوده و از اين روي در برنامهريزي، اجرا و بازبيني نتايج طرح در ناحيه تحت نظارت خود به عنوان مسئول شناخته ميشوند. از جمله حمايت هاي مالي اعطا شده به مدارس منطقهاي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود: - استخدام كادر آموزشي در جهت رسيدن به نسبت 1 به 15 معلمين به دانشآموزان - تخصيص بودجه ويژه ماهانه تا سقف 3000 پوند جهت تدارك ابزار و امكانات آموزشي - تخصيص بودجه ويژه ماهانه تا سقف 4000 پوند جهت اجراي برنامههاي خارج از برنامه مدارس - تخصيص بودجه سرانه 75 پوندي به هر دانشآموز حمايت از 122 مدرسه روستايي كه در قالب 25 گروه دستهبندي شده و تحت نظارت ناظم محلي فعاليت مينمايند. بالاترين مرجع مديريت آموزشي كشور ايرلند وزارت آموزش و پرورش و علوم است. سطح بعدي در ساختار مديريتي دواير منطقهاي آموزشي ميباشند كه وظيفه ارائه خدمات به مدارس و معلمان را بر عهده دارند. هر مركز آموزشي از يك هيئت مديره برخوردار ميباشد كه اعضاي آن را معتمدين جامعه محلي، معلمان و والدين تشكيل ميدهند. اداره امور مدارس بر عهده هيأت مديره مدارس ميباشدكه از ميان خود يك نفر را به عنوان مدير انتخاب ميكنند. والدين دانشآموزان از طريق عضويت نمايندگان خود در هيأت مديره مدارس از فرصت و راهكارهاي مشاركتي در تصميمگيريهاي آموزشي برخوردار ميگردند. دپارتمان آموزش از سال 1924 ميلادي به اين سو عهدهدار مسئوليت مديريت نظام آموزشي كشور ايرلند بوده است. وزير علوم به تشكيل شوراي تدريس در ايرلند مبادرت نموده و كميته رهبري با نمايندگاني از گروههاي وابسته به تدارك گزارشاتي در خصوص نحوة عملكرد و نقش شوراها مبادرت مينمايند. هدف اصلي شوراي تدريس به عنوان يك سازمان قانوني و مستقل به كارگيري نيروها در جهت برخورداري معلمين از درجه بالايي از اختيارات حرفهاي و خود تنطيمي ميباشد.از جمله مهمترين پيامدهاي تشكيل شوراي مذكور افزايش سطح موقعيت و مرتبه حرفه معلمي و فراهم آمدن كيفيت بهتري جهت تحصيل دانشآموزان در مدارس ميباشد. وزارت آموزش و پرورش مسؤوليت معرفي و ارائه قوانين آموزشي و نظارت بر نحوه اجراي اين قوانين ميباشد. قوانين محدودي مختص حوزه آموزش وجود داشته و نظام آموزشي كشور عمدتاُ تحت قوانين وزارتي كه انعكاس دهنده قوانين آموزشي است اداره ميگردد. ادارة كل آموزش و پرورش نيزبه طراحي و وضع قوانين كلي به رسمين شناختن مدارس، نظارت بر برنامههاي آموزشي، نظام آزمون دولتي و تصويب قوانين و ضوابط ويژه مديريت، منابع و كادر آموزشي مدارس مبادرت نموده و در خصوص معيارهاي حقوق معلمين به بحث و مذاكره ميپردازد. اداره مذكورهمچنين بهكنترل عملكردكلي كميتههاي آموزش فنيوحرفهاي مبادرت مينمايد. علاوه براين مسؤوليت نظارت بر عملكرد كلي مؤسسات آموزش عالي و تأمين بودجة مؤسسات تحت نظارت و ادارة آموزش دانشگاهي بر عهده ادارة مذكور ميباشد. ادارة آموزش دانشگاهي نيز مسؤوليت قانوني تحقق بخشيدن به توسعه آموزش دانشگاهي و حمايت از آن به واسطه اختصاص و تأمين بودجه دولتي و تدارك پيشنهاداتي در جهت فراهم آوري چنين بودجهاي را بر عهده دارد.ادارة مذكور هم چنين به ارائه خدمات مشاوره به وزارت آموزش در ارتباط با تأسيس مؤسسات جديد آموزشعالي، ماهيت مؤسسات و اجراي اقدامات قانوني مورد نياز در ارتباط با تأسيس مؤسسات مذكور مبادرت مينمايد. شوراي ملي مدارك / جوايز آموزشي ( NCEA ) نيز عهدهدار مسؤوليت قانوني تأييد دورههاي آموزشي و اعطاي مدارك كالجهاي فني محلي و مؤسسات غير دانشگاهي ميباشد. شوراي فوق هم چنين به تعيين و نظارت بر استانداردهاي آموزشي كالجهاي مذكور مبادرت مينمايد. گفتني است كه ندارك اعطايي ( NCEA ) جانب بخشهاي آكادميك، حرفهاي، تجاري و صنايع دستي در عرصة بينالمللي به رسميت شناخته ميشوند. شوراي ملي جوايز / مدارك فني و حرفهاي ( NCVA ) نيز در سال 1991 به منظور توسعه و پيشرفت نظام ارزيابي برنامهها و آموزش فني و حرفهاي آغاز به فعاليت نمود. در مقطع آموزش ابتدايي، هيأتهاي مديريتي عهدهدار مسؤوليت نظارت مستمر مدارس كشور مشروط بر قوانيني مصوب ادارة كل آموزش و پرورش ميباشند. مدارس نيز مسؤوليت اجراي اقدامات ضروري جهت تشكيل هيئت مديره، انتصاب نمايندگان منتخب هيئت و انتصاب رياست هيأت مديره را برعهده دارند. رياست هيأت مديره، عهدهدار مسؤوليت تضمين اجرا و رعايت قوانين آموزشي مدارس دولتي ميباشد. گفتني است كه اعضاي هيئت مذكور توسط رياست هيئت، والدين و مديران مدارس انتخاب ميگردد. اغلب مدارس متوسطه خصوصي توسط كليساهاي كاتوليك و مقامات اسقفي اداره ميگردند. اين در حالي است كه تعداد ناچيزي از مدارس متوسطه تحت نظارت و مديريت مقامات پروتستان اداره ميگردند. با توجه به كاهش قدرت مراكز مذهبي، افزايش محسوسي در تعداد افراد غيرمذهبي عهدهدار سمت مديريت مدارس صورت گرفته و در برخي طي سالهاي اخير مناطق، از اجراي دستورات مذهبي در جهت كنترل و تملك مدارس صرف نظر ميگردد. انجمن مديريت مدارس متوسطه كاتوليك ( AMCSS ) مديريت كليه مدارس متوسطه اعم از مذهبي و غير روحاني/ مذهبي در مقطع محلي را بر عهده دارد. در مقطع ملي، شوراي مديريت مدارس متوسطه كاتوليك با عنوان ( AMCSS ) ايفاي نقش مينمايد.كالجها، مدارس گروهي، مدارس جامع و مدارس خصوصي توسط دولت تآمين اعتبار شده اما بهصورت محلي اداره ميگردند. هيأتهاي مديريت مدارس جامع از حداقل نماينده وزير آموزش (يك بازرس )، كميته محلي آموزش فني و حرفهاي و مقام اسقف متشكل ميگردند. هيأتهاي مديريت مدارس گروهي نيز از سه نمايندة VEC، از سه مقام مذهبي دو نمايندة منتخب والدين و دو نمايندة منتخب از ميان معلمين و مديران مدارس متشكل ميگردند. مدارس فني و حرفهاي بهطور مستقيم تحت نظارت كميته آموزش فني و حرفهاي (VEC) اداره ميگردند. تعداد 38 كميتة آموزش فني و حرفهاي فعاليت دارد كه هر يك عهدهدار مسؤوليت تداوم وارائه آموزش فني درحوزة خود ميباشد. هر VEC به انتخاب يك مقام اجرايي ارشد (CED) مبادرت مينمايد. دانشگاهها و مؤسسات دولتي آموزش دانشگاهي به عنوان نهادهاي خودگردان فعاليت مينمايند. كالجهاي فني منطقهاي نيز كه بهطور رسمي توسط VEC اداره ميشوند، از زمان تصويب و اعمال ماده قوانين ويژه كالجها به بخشهاي دولتي خودگردان بدل گرديدهاند. اين در حالي است كه دولت از خودش حق مديريت بودجة آموزش دانشگاهي برخوردار ميباشد. حوزة بازرسي بخشي از اداره كل آموزش و پرورش ميباشد كه توسط بازرس ارشد اداره و از جانب دو معاون بازرس ارشد حمايت ميگردد؛ گفتني است كه يك بازرس به مقطع آموزش ابتدايي و يك بازرس به مقطع آموزش پس از ابتدايي اختصاص مييابد. هيأت بازرسي از سه عضو مستقل (بازرس ارشد بهعنوان تنها مقام هماهنگ كننده مديريت، دبير و وزير) تشكيل يافته است.: بازرسان رابط اصلي ميان مدارس و ادارة كل آموزش و پرورش ميباشند. كه از جمله عمدهترين وظايف آنها ميتوان به بازرسي و ارزيابي عملكرد معلمين، راهنمايي ونشان دادن راه كارها، طراحي برنامههاي آموزشي، نظارت بر نحوه برگزاري آزمونها، سازماندهي و مشاركت دورههاي آموزش ضمن خدمت، برقراري ارتباط با كالجهاي آموزشي، مصاحبه با معلمين جهت اعطاي پستهاي مديريتي درحوزه آموزش اشاره نمود. گفتني است كه در مقطع تكميلي متوسطه، بازرسان نقش ارائه خدمات مشاورهاي را بر عهده دارند. قانون ويژه مديريت آموزش مصوب سال 1998 در 23 دسامبر 1998 تصويب شد. مصوبه مذكور نخستين قانون رسمي جهت اداره و توسعه مدارس با پشتوانه ملي در نظام تحصيلي كشور ايرلند محسوب ميگردد. گفتني است كه مصوبه مذكور شامل مدارس تأمين شونده از محل صندوقهاي خصوصينميگردد. قانون مذكور به طور وضوح حقوق ونقش كليه دستاندركاران حوزه آموزش را مشخص نموده و تأكيد چشمگيري بر اصل مشاركت در اداره و مديريت نظام آموزشي كشور دارد. بند اصلي قانون به تبيين، نقش و عملكرد وزير، معاونت، انجمن مديران مدارس و انجمن معلمين اختصاص مييابد. مطابق بند مذكور والدين، معلمين و نهادهاي پشتيباني از حقوق قانوني جهت دخالت در مديريت مدارس برخوردار بوده و به تشكيل شبكههايي جهت اداره مدارس مبادرت مينمايند. مطابق قوانين آموزشي كشور ايرلند اساس قانوني جهت مشخص نمودن جايگاه و نقش انجمنهاي مديريتي در اداره مدارس در سطح ملي در نظر گرفته است. بنابر پارامترهاي مذكور كليه مدارس كشور از اختياراتي در تخصيص بودجههاي آموزشي در محدودهاين پارامترها برخوردار ميگردند. از جمله مهمترين عملكردهاي انجمنهاي مديريت آموزشي كشور ايرلند ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود: 1 - نظارت بر عملكرد مدارس و مراكز آموزشي كشور 2- كسب اطمينان از ارائه برنامههاي آموزشي براي كليه دانشآموزان در مراكز مختلف آموزشي 3- طراحي و گزارش سياستهاي پذيرش آموزشي به مراكز آموزشي و مدارس سطوح مختلف آموزشي 4- طراحي و تنظيم تبصرههاي خاص قانون جهت اختصاص منابع آموزشي و مالي مدارس به آندسته از دانشآموزاني كه با نيازهاي تحصيلي خاص مواجه ميباشند. مهمترين نهاد مسئول در امر تسهيل برقراري همكاريها و مبادلات بينالمللي درحوزه آموزش عالي كشور، شوراي ملي دانشجويان خارجي ميباشد. در مورخه نوامبر 1987، شوراي ملي برنامههاي آموزشي و ارزيابي (NCCA ) طبق حكم رسمي وزارت آموزش آغاز به فعاليت نمود. از جمله مهمترين وظايف شوراي مذكور ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود: ـ ارائه خدمات مشاوره به وزير آموزش در خصوص برنامههاي آموزشي نخستين و دومين مقطع آموزشي ـ ارائه خدمات مشاوره به وزير آموزش در خصوص روشهاي ارزيابي تحصيلي ـ هماهنگي تحقيق و پژوهش و پيشرفت و توسعه آموزشي در مراكز آموزشي سراسر كشور ـ نظارت بر استانداردهاي عملكرد دانش آموزان در مدارس دولتي پیام کوتاه هفته : از دیروز بیاموز برای امروز زندگی کن و امید به فردا داشته باش . آلبرت انیشتن مشاركت آحاد جامعه در آموزشهاي مقطع ابتدايي در كشور ايرلند مانند ساير كشورهاي توسعه يافته تا حدودي همگاني شده است. در مقطع آموزش متوسطه نيز از سال 1960 ميلادي به اين سو نرخ مشاركت به سرعت افزايش يافته است. اين در حالي است كه طي سالهاي اخير، مشاركت در آموزش مقاطع تحصيلي ابتدايي و متوسطه تا حدود زيادي كاهش يافته و توسعه و پيشرفت در اين دو بخش به سختي صورت ميگيرد. ضعف ديگري كه طي سالهاي اخير نمايان گرديده است فقدان هماهنگي لازم ميان دپارتمانهاي دولتي و ساير نهادهاي مدني جامعه دستاندركار بخش آموزش ميباشد. به عبارت ديگر فقدان همكاري و هماهنگي به دوبارهكاري و خنثي شدن اثرات مفيد سياستهاي اجرايي در اين بخش منجر ميگردد. جهت برطرف نمودن معضل مذكور ميبايستي مكانيسمهاي مشاورهاي و بهرهگيري از تيمهاي هماهنگكننده بين دپارتمان مدنظر قرار گيرد. دپارتمان آموزش و علوم نيز بايد جهت مواجهه با چالشهاي حال حاضر تدابير لازم را انديشيده و به اعمال تغيير و تحولات سازماني و ساختاري مبادرت نمايد. طرح اختصاص بودجه به مناطق محروم در جهت مقابله با اثرات زيانبار محروميتهاي اقتصادي - اجتماعي كشور به اجرا گذارده شده است كه از طريق آن به مدارس مناطق مذكور بودجه و كمكهاي آموزشي فوقالعاده اختصاص مييابد. هدف از اجراي اين طرح جبران عقبماندگيهاي ناشي از محروميتهاي اقتصادي – اجتماعي ميباشد. گفتني است كه آندسته از مدارسي كه خواهان استفاده از طرح مالي مذكور ميباشند از طريق كميته ويژه، بر اساس شاخصهاي آموزشي، اقتصادي و اجتماعي نظير نرخ بيكاري، هزينه مسكن و مراقبتهاي بهداشتي و درماني و ميزان سواد خواندن و نوشتن و رياضيات در منطقه مذكور مورد ارزيابي و اولويتبندي فرار ميگيرند. در حال حاضر بالغ بر (316 ) مدرسه ابتدايي با جمعيت دانشآموزي معادل 72957 نفر در اين طرح ثبتنام نموده و پذيرفته شدهاند. كليه مدارس مذكور به ازاي هر دانشآموز هزينه سرانه مازاد معادل (30 ) پوند ايرلندي دريافت مينمايد. طرح ارتباط / خانه . مدرسه . جامعه بر زمينههاي محروميتزدايي منطقهاي متمركز بوده و در جهت گسترش دخالت والدين در روند آموزش كودكان و گسترش ارتباط مثبت ميان والدين و كادر آموزشي مدارس به مورد اجرا گذارده ميشود. طرح ارتباط خانه / مدرسه / جامعه طي سال 1990 ميلادي با انتصاب 30 عضو از معلمين مقطع ابتدايي به عنوان رابطين هماهنگكننده در 55 مدرسه ابتدايي مناطق محروم شهري راهاندازي گرديد. طي سال 1991 ميلادي، طرح مذكور در مقطع متوسطه نيز به مورد اجرا گذارده شد. لازم به ذكر است كه طرح مذكور در سپتامبر سال 1999 توسعه يافته و كليه مدارس ابتدايي مناطق محروم را تحت پوشش قرار داد. در اين راستا از طريق فعاليت رابطين محلي در مناطق مذكور والدين دانشآموزان به دخالت فعالانه در امور آموزشي و همكاري با مدرسه محل تحصيل فرزندان خود تشويق ميگردند. از جمله مهمترين اهداف گسترش طرح مذكور ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود: - به حداكثر رساندن مشاركت فعالانه دانشآموزان در مدارس تحت پوشش طرح در فرآيند يادگيري، به ويژه دانشآموزاني كه افت تحصيلي مواجه ميباشند. - گسترش همكاري و مشاركت فعالانه ميان خانه، مدرسه و نهادهاي اجتماعي در جهت بهرهمندي هر چه بيشتر دانشآموزان از منافع و منابع آموزشي - افزايش طرح آگاهي والدين از تواناييهاي بالقوه خود در جهت ارتقاء پيشرفت تحصيلي كودكان و ياري رساندن به آنان در كشف ساير مهارتها - افزايش بهرهمندي دانشآموزان از تحصيل علم و ابقاء تحصيلي آنان تا پايان دوره تحصيلات پايه و تشويق و ترغيب آنان به ورود به تحصيلات دانشگاهي و قرار گرفتن در جريان منظم تحصيل علم - انتشار نتايج مثبت و سازنده طرح از طريق نظام مدرسهاي به بطن جامعه خاطرنشان ميگردد كه پايه و اساس طرح مذكور بر اصل مشاركت فعالانه ميان خانه / مدرسه / جامعه در امر آموزش كودكان نهاده شده است. از جمله مشخصات بارز اين نوع مشاركت ميتوان به برخورداري از رابطه كاري براساس يك هدف مشخص، احترام متقابل و تمايل قلبي به بحث و گفتگو در خصوص مشكلات و معضلات دانشآموزان اشاره نمود. يك چنين مشاركتي مستلزم تبادل اطلاعات، مسئوليتپذيري و تصميمگيري مشترك ميباشد. از جمله اصول كلي كه بر طرح ارتباط خانه / مدرسه / اجتماع حاكم ميباشند ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود: 1. برقراري مشاركت و همكاري براساس مهارتها و تواناييهاي مكمل والدين و معلمين 2. هدف اصلي طرح پيشگيري است و نه درمان صرف 3. مشخص كردن نيازها و پاسخگويي به موقع آنان 4. افزايش مشاركت اعضاي خانه و مدرسه و جامعه 5. رشد و گسترش خودياري و استقلال طرفين 6. بازديد رسمي از خانوادهها به عنوان عنصر كليدي در برقراري حس اعتماد و اطمينان با خانوادهها 7. ايجاد ارتباط و تشويق و ترغيب همكاري و هماهنگي ميان نهادهاي قانوني مرتبط با آموزش و افزايش تأثيرگذاري و كارآيي و جلوگيري از دوبارهكاري و بهرهمندي خانوادهها و دانشآموزان در حاشيه قرار گرفته از مزاياي طرح 8. متداوم بودن ارتباط ميان خانه / مدرسه / اجتماع 9. گسترش مالكيت اجتماعي طرح از طريق افزايش تعداد كميتههاي محلي قرارگاه اصلي طرح در مدرسه واقع ميباشد. در اين قرارگاه يك مدير تماموقت نيازهاي ارتباطي مدرسه و يا شماري از مدارس همان منطقه را برآورده ميسازد.هماهنگ كنندههاي يك ناحيه تشكيل دستههاي بيشتري داده و اين دستهها براي پشتيباني دو جانبه و گسترش فعاليتهاي خود به صورت منظم با يكديگر تشكيل جلسه ميدهند. هماهنگكنندههاي نواحي مختلف در جهت توسعه و گسترش هر چه بيشتر فعاليت خود با يكديگر 2 بار در سال تشكيل جلسه ميدهند. هماهنگ كنندههاي جديد از يك جلسه يك هفتگي معارفه با شغل خود برخوردار ميگردند. براي مديران مدارسي كه تازه وارد طرح شدهاند و ساير مديراني كه مدرسه محل خدمت آنها از قبل تحت پوشش طرح بوده است جلسه اطلاعرساني يك روز ترتيب داده ميشود. مديران جديد مدارس مؤظفبه معرفي طرح ملي دو مرحله زماني كوتاهمدت به مدرسه محل خدمت خود ميباشند. هر ساله در فصل بهار جلسه ويژه پرسش و پاسخ در خصوص رسيدگي به مشكلات و معضلات طرح با مشاركت مديران طرح، دستياران طرح، مديران مدارس تحت پوشش طرح، بازرسان طرح و هماهنگ كنندههاي طرح برگزار ميگردد. در اين جلسه از برخي از والدين نيز جهت حضور در جلسه دعوت به عمل ميآيد. پرسنل طرح مذكور از ميان معلمين تماموقت مدارس، كه صلاحيت آنان نيز مورد تأييد واقع گرديده است، برگزيده ميشوند. خاطرنشان ميگردد كه افراد برگزيده ميبايستي از وجهه مناسب و قابل قبولي در ميان ساير اعضاي مدرسه و والدين دانشآموزان برخوردار بوده و كاملاً در خدمت طرح قرار گيرند. در مقطع ابتدايي، آموزگار برگزيده شده جهت همكاري در طرح از تدريس معاف شده و جاي خود را به آموزگار تماموقت ديگري ميدهد اين در حالي است كه در مراكز آموزش متوسطه وضع بدين منوال نيست. منابع مالي طرح در اختيار مدير طرح بوده و از سوي دولت تأمين ميگردد. فاكتورهاي متنوعي اعم از عوامل خانه / مدرسه / جامعه دست به دست يكديگر داده و افت تحصيلي بيشتر و ترك تحصيل زودهنگام دانشآموزان را سبب ميگردند. از اين روي هر برنامهاي كه جهت مقابله با چنين معضلاتي طراحي و اجرا ميگردد بايستي به منظور نمودن جنبههاي مختلف زندگي جوانان مبادرت نمايد. جهت مقابله با معضلات مذكور، دپارتمان آموزش و علوم از برخي از مدارس مقطع ابتدايي و متوسطه مناطق با آمار ترك تحصيل و افت تحصيلي بالا به صورت گزينشي دعوت نموده تا به مشاركت در طرح تكميل دوره تحصيلات آموزشي مبادرت نمايند. در اين راستا كميتهاي متشكل از نمايندگان مدارس مذكور و نهادهاي مربوطه تحت عنوان كميته مديريت طرح محلي تكميل تحصيلات آموزشي تشكيل گرديد. كميته مذكور مأمور گرديد تا در ابتدا به شنجش سطح محلي ميزان علاقمندي افراد جامعه جهت مشاركت در طرح تكميل دوره تحصيلات آموزشي موسوم به( SCP ) پرداخته و سپس به تسليم طرح كلي مربوط به ارائه خدمات زمان تحصيل و پس از تحصيل ويژه دانشآموزان در معرض خطر ترك تحصيل به دپارتمان آموزش و علوم مبادرت نمايد. در اين راستا از مدارس و نهادهاي همكار نيز خواسته شد تا با مشاركت در فرآيند مشاورهاي و برنامهريزي شده همراه با والدين دانشآموزان، كادر اداري و آموزشي مدارس و نمايندگان نهادهاي قانوني، دستاندركار بخش آموزش و ساير نهادها و سازمانهاي داوطلب از پيشرفت و توسعه طرح در كليه ابعاد حمايت نمايند. طرح مبارزه با ترك تحصيل دانشآموزان در اوايل سال 1998 ميلادي با هدف پيشگيري از ترك تحصيل دانشآموزان ردههاي سني 15-8 سال به مورد اجرا گذارده شد گفتني است كه بنا بر طرح مذكور كودكان ردههاي سني مذكور شناسايي و از طريق ارائه خدمات ويژه و كمكهاي مالي به ادامه تحصيل تشويق و ترغيب ميگردند. هدف از اجراي طرح مذكور شناسايي دانشآموزان متمايل به ترك تحصيل و اتخاذ شيوههاي مناسب جهت بازگرداندن مجدد آنان به مراكز آموزشي ميباشد. جهت اين منظور دولت ايرلند به اختصاص بودجه 68/3 ميليون پوندي در اختيار طرح مذكور مبادرت نموده است. طرح شروع زود هنگام آموزش پيش دبستاني طي سال 1994 ميلادي به مورد اجرا گذارده شد. طي سال 98-1997 ميلادي، مجموع كل مدارس پيشدبستاني بر (40 ) مدرسه با (56 ) كلاس درس بالغ ميگرديد كه تعداد 1559 كودك در آنها به فعاليت آموزشي مبادرت مينمايند. لازم به يادآوري است كه تراكم دانشآموزان پيشدبستاني در هر يك از كلاسهاي مدارس مذكور (30 ) نفر بوده كه (15) دانشآموز در شيفت صبح و (15) دانشآموز در شيفت بعدازظهر در كلاسها حضور مييابند. همچنين خاطرنشان ميشود كه هر يك از مدارس مذكوربه ازاء هر كودك 75 پوند هزينه سرانه دريافت مينمايند.علاوه بر اين هر كلاس از يك مربي پيشدبستاني و يككودكيار برخوردار ميباشد. گفتني است كه ساليانه به هر كلاس مبلغي معادل 4500 پوند جهت تدارك لوازم و ابزار آموزشي اختصاص مييابد. علاوه بر اين هر ساله مبلغي معادل 1500 پوند در جهت تشويق والدين به مشاركت در امور مدارس اختصاص مييابد. هدف از شروع زود هنگام دوره پيش دبستاني ، قرار دادن كودكان در معرض برنامههاي آموزشي است كه به رشد زود هنگام شخصيتي آنان و بنا نهادن پايه آموزشي موفقيتآميز براي سالهاي آتي اين قشر سني منتهي ميگردد. طرح آزمايشي مذكور از اهميت بسياري برخوردار ميباشد. كليه شواهد و قرائن داخلي و خارجي نشان ميدهند كه آموزش پيشدبستاني با كيفيت و پرمحتوا نقش بسيار مهمي در جبران اثرات اوضاع نامطلوب اجتماعي و پيشگيري از ضعفهاي آموزشي ايفا مينمايد. در اين راستا 8 ناحيه و اصناف آموزشي و اجتماعي شهرهاي كورك ( CORK)، لايمريك ( Limerick ) و دوبلين ( Dublin ) براساس طرح آموزشي و جهت خدماترساني آموزش طي سال 1994 ميلادي برگزيده شدند. گفتني است كه نواحي و مراكز مذكور پس از تحقيق و تفحص و با ملاحظه نيازهاي شديد آنان انتخاب گرديدند. پس از اجراي طرح مذكور در مراكز فوق به تدريج دامنه طرح به ساير مدارس و مراكز محروم كشور كشيده شد به نحوي كه هم اكنون اين طرح در بيش از (40) مركز اجرا ميگردد. هر يك از مراكز مشمول طرح تعداد 60 كودك ردههاي سني 4-3 سال را تحت پوشش خدمات آموزش پيشدبستاني خود قرار دادهاند. لازم به ذكر است كه كلاسهاي پيشدبستاني در برخي از مدارس ابتدايي از پيش تعيين نشده برگزار ميگردد. اين مراكز طي دو شيفت صبح و عصر فعاليت نموده، از اين روي از حداكثر پتانسيل خود در زمينه آموزش پيشدبستاني بهره ميبرند. خاطر نشان ميگردد كه كلاسهاي نوبت صبح از ساعت (30/11 - 9 ) قبل از ظهر و كلاسهاي نوبت عصر طي ساعات (30/2 - 12 ) برگزار ميگردد. همچنين در هر يك از كلاسها تنها 15 كودك به فراگيري آموزشهاي اين مقطع مبادرت مينمايند. همانگونه كه قبلاً نيز بدان اشاره گرديد در هر يك از مراكز مذكور دو مربي پيشدبستاني صلاحيتدار و دو كودكيار برگزيده به فعاليت مبادرت مينمايند. يادآور ميشود كه كودكياران از طريق هيئت مديره مدارس انتخاب و به كار گمارده ميشوند. حداقل صلاحيت لازم جهت اشتغال به كودكياري در مرحله آغازين برخورداري گواهينامه پايه دوم آموزش متوسطه تماموقت و گواهينامه پايه دوم فني و حرفهاي موسوم به ( N . C V A ) ميباشد. از جمله ديگر مدارك مورد نياز جهت احراز شغل مذكور ميتوان به گواهينامه درجه دوم مراقبتهاي بهداشتي و يا معادل آن اشاره نمود. گفتني است كه ديپلم پرستاري در قالب مدرك معادل نيز پذيرفته ميگردد. كليه مربيان و كودكياران مقطع پيشدبستاني مؤظف به حضور منظم در كلاسهاي آموزش ضمن خدمت ميباشند. از سال 1998 ميلادي همه ساله كنفرانس ملي آموزش پيشدبستاني در شهر دوبلين بر پا ميگردد. هدف از برگزاري اين همايش ملي آشنايي با ديدگاههاي گروههاي ذينفع در اين زمينه و اتخاذ شيوههاي مناسب جهت حمايت، هماهنگي و گسترش هر چه بيشتر طرح مذكور ميباشد. ارائه برنامههاي آموزشي پيشدبستاني مناسب در نواحي محروم از جمله موضوعات مورد بحث اين كنفرانس بهشمار ميرود. پس از خاتمه كنفرانس، دبيرخانه همايش اقدام به چاپ و انتشار نتايج و توافقات بدست آمده مينمايد. اين گزارش حاوي چكيده مذاكرات و مباحثات همايش بوده و به صورت يك بخش مهم ضميمه سند سياسي مربوط به آموزش پيشدبستاني ميگردد. طرح تكميل دوره آموزش از جمله طرحهاي راهبردي دپارتمان آموزش و علوم بوده و هدف از اجراي آن تأثيرگذاري مثبت بر حضور دانشآموزان در مدارس دوره متوسطه و افزايش شمار دانشآموزاني است كه با موفقيت اين دوره را پشتسر ميگذارند. دايره توسعه ملي كشور ( NDP ) با همكاري صندوق اجتماعي جامعه اروپا ( ESF ) عهدهدار تأمين مالي طرح مذكور ميباشند. لازم به ذكر است كه اين طرح در ساير كشورهاي اروپايي نيز به مورد اجرا گذارده شده و منحصر به كشور ايرلند نميباشد. بر اساس آمارهاي جاري، طي سال 1994 ميلادي، ميزان ابقاء تحصيلي دانشآموزان تا پايان دوره متوسطه در كشور ايرلند بر 7/83 % بالغ ميگردد. طرح مذكور بيشتر بر دانشآموزاني متمركز است كه به واسطه مواجهه با مشكلات يادگيري در معرض ترك تحصيل قرار دارند. دانشآموزاني كه مبادرت به يك چنين عملي مينمايند بيشتر تمايل به خودسري داشته و از شانس كمتري جهت احراز شغل مناسب در جامعه برخوردار ميباشند. هر چند تكميل تحصيلات دوره متوسطه و دريافت مدرك تحصيلي به معناي يافتن شغل مورد نظر نيست اما به هر حال در دنياي متلون اقتصاد امروزي عدم برخوداري از مدرك تحصيلي به حاشيهنشيني افراد منتهي ميگردد. در حال حاضر در كشور ايرلند (5) مدرسه ويژه جوانان بزهكار تحت نظارت و پشتيباني دپارتمان آموزش و علوم فعاليت دارند. مدارس مذكور به جوانان پائينتر از رده سني 16 سال كه از سوي دادگاه محكوم شناخته شده يا تحت بازداشت موقت قرار دارند خدماترساني مينمايد. هدف از تأسيس مدارس مذكور مراقبت و ارائه آموزش و برنامههاي تربيتي به جوانان بزهكار و تلاش در جهت بازگرداندن آنان به محيط سالم اجتماع ميباشد. از جمله مدارس پنجگانه مذكور ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود: - دارالتأديب تربيتي دوبلين - مدرسه استثنايي سن جوزف تيپداري - مركز تأديبي فينگلاس دوبلين - مركز تربيتي پسران اوبراستوان دوبلين - مركز تربيتي دختران اوبراستوان دوبلين سند اصلاح شده طرح ملي مبارزه با فقر موسوم به ( N APS )، كه به طرح ملي ايرلند بر ضد فقر و محروميت اجتماعي نيز معروف است، در فوريه سال 2002 ميلادي منتشر گرديد. اين سند حاوي برخي از نقاط هدف نظير ضعف آموزشي نيز ميباشد. از جمله مهمترين اهداف مورد توجه طرح ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود: - كاهش 50 درصدي نسبت دانشآموزان مواجه با مشكلات سوادآموزي تا سال 2006 ميلادي - كاهش در جمعيت كمسواد ردههاي سني 64-16 سال به ميزان 20-10 درصد تا سال 2007 ميلادي - كاهش شمار جواناني كه زودتر از موعد مقرر ترك تحصيل مينمايند به 15 درصد طي سال 2003 ميلادي و 10 درصد طي سال 2006 ميلادي هدف از تأسيس صندوق خدمات و تسهيلات جوانان - كه توسط دولت طي سال 1998 ميلادي پايهريزي گرديد - توسعه و گسترش روشهاي هدفمند پيشگيري از افت تحصيلي و ترك تحصيل زودهنگام از طريق گسترش امكانات ويژه جوانان نظير امكانات ورزشي و تفريحي و خدمات رفاهي در نقاط محروم ميباشد. به عبارت ديگر اين صندوق با هدف جلب جوانان مناطق محروم و آلوده به مواد مخدر به فعاليتهاي متنوع ورزشي و تفريحي و به دور نگاهداشتن آنان از خطر اعتياد به مواد مخدر تأسيس يافته است. دولت ايرلند نيز درجهت گسترش فعاليتهاي صندوق كمك مالي (47) ميليون يورويي به آن اختصاص داده است. خاطرنشان ميگردد كه مبلغ مزبور ظرف مدت 3 سال و به تدريج به صندوق واريز ميگردد. گفتني است كه از ميزان كمكهاي مالي مذكور، بالغ بر 34 ميليون يورو به 13 گروه ضربتي محلي مبارزه با مواد مخدر اختصاص يافته است. در اين راستا دپارتمان بهداشت و كودكان مبلغ (9) ميليون يورو جهت اجراي « طرح كودكان در معرض خطر» به صندوق اهدا نموده است. به طور كلي سرمايهگذاريهاي صندوق در جهت كمك به اهداف مشروح در ذيل صورت ميپذيرد: 1- حمايت و پشتيباني مادي و معنوي از بيش از 100 امدادگر در خلال فعاليت صندوق 2- احداث و تجهيز (90) مركز ويژه جوانان، مراكز اجتماعي و تأسيسات ورزشي در مناطق محل فعاليت گروههاي ضربتي مبارزه با مواد مخدر 3- استخدام مربي ورزشي جهت جلب توجه جوانان در معرض خطر اعتياد به ورزش و فعاليتهاي تفريحي 4- گسترش برنامههاي پيشگيري از اعتياد به مواد مخدر توسط 7 سازمان محلي و منطقهاي لازم به ذكر است كه كليه پروژههاي مذكور توسط كميته ارزشيابي ملي - كه تحت سرپرستي و نظارت دپارتمان جامعه و امور روستايي قرار دارد - مورد بازبيني و تأييد قرار ميگيرد. گفتني است كه در اين راستا دپارتمان آموزش و علوم مديريت صندوق را بر عهده دارد. توسعة طرح دسترسي به آموزش از نوع سوم در جهت افزايش مشاركت دانشآموزان مواجه با ناتواناييهاي يادگيري و دانشآموزان مناطق محروم بسيار ضروري است. هدف از اجراي اين طرح تسهيل در دسترسي دانشآموزان مذكور به بازار كار از طريق توانمند نمودن آنان با آموزشهاي لازم ميباشد. در طرح غناي اجتماعي بخش آموزش، تدابير متعددي در رابطه با محروميتهاي آموزشي منجمله آغاز تحصيلات پيش از دوره پيشدبستاني، تكميل دوره تحصيلات پايه تا پايان دوره متوسطه، سوادآموزي ابتدايي، آموزش خانوادههاي دائمالسفر، خدمات مشاورهاي مدارس راهبرد سوادآموزي بزرگسالان و زبان آموزي پناهندگان لحاظ گرديده است. هدف از اجراي اين طرح تشويق خانوادههاي مسافر به همكاري با دپارتمان آموزش و علوم جهت رهسپاري فرزندان خود به مدارس ميباشد تا از اين طريق آنان از مزاياي نظام آموزشي كشور بهرهمند شده و به اتمام تحصيلات پايه تا مقطع متوسطه مبادرت نمايند. پیام کوتاه هفته : شکست به این معنی نیست که تو ، زندگی ات را هدر دادی ، بلکه به این معنی است که تو ، یک دلیل برای شروع مجدد داری . در كشور ايرلند زنان ردههاي سني 64-25 سال نسبت به مردان همين گروه سني از سطح تحصيلات بالاتري برخوردار ميباشند. در ژوئن 1992 با انتشار روز پيشنهادات دولت از آموزش تحت عنوان ابزاري جهت تغيير جهان ياد گرديد. سند مذكور به منظور طرح پيشنهادات دولتي، بحث و تصميمگيري كلي در خصوص آن و برقراري اتفاق نظر ميان مراكز مختلف آموزشي و نتيجه بخش بوده برنامه هاي آموزشي طي قرن آتي همواره مد نظر بوده است. در حال حاضر، ادارة كل آموزش و پرورش ايرلند در حال تهية گزارشي از طرحهاي آموزشي در جهت اتخاذ سياستي جهت قانوني نمودن و اقدامات مورد نياز جهت اجراي هر چه بهتر اين سياست ميباشد. از جمله مهمترين اصلاحات اعمال شده در حوزه آموزش كشور ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود: - افزايش دانش آموزان قادر به تحصيل به ويژه در سطوح 2 و 3 آموزش - ارائه خدمات رفاهي بهتر و بيشتر به دانشآموزان، والدين و معلمان - افزايش حيطه خدماتي دپارتمان آموزش و علوم در پاسخ به نيازهاي متغير اقتصادي و فني كشور - بهرهگيري مؤثرتر و مفيدتر از منابع ايالتي و ارزيابي نحوه هزينه منابع مذكور در مراكز آموزشي - گرايش رسانهها و عامه مردم به سياستها و برنامههاي آموزشي ورقه سبز آموزش طي سال 1992 منتشر شده و توسط كنگره ملي آموزش در اكتبر سال 1993 مورد بحث و بررسي قرار گرفت. كنگره ملي آموزش، با مشاركت نمايندگي از 42 سازمان، اعضاي نهادهاي آموزشي، شركاي اجتماعي و دپارتمان آموزش به بحث و بررسي پيرامون موضوعات اصلي سياست آموزشي ايرلند مبادرت مينمايند. بعدها طي سال 1995 ورقه سفيد آموزشي تحت عنوان لايحه « ترسيم آينده تحصيلي ما » منتشر شد. گفتني است كه ورقه مذكور بر مشاركت ايالتهاي مختلف كشور در اجراي سياستهاي آموزشي تأكيد داشت. علاوه بر اين در ورقه مذكور بر مشاركت اتحاديههاي ملي والدين، سازمانهاي مديريتي مدارس و اتحاديههاي نمايندگي معلمان با وزرات علوم و آموزش در خصوص اصلاح سياستها و اتخاذ تدابيري در جهت بر طرف نمودن كمبودهاي آموزشي تأكيد شده است. لازم به يادآوري است كه نظام آموزشي ايرلند در فضاي متغير و پيچيدهاي فعاليت مينمايد كه در آن بازيگران متعددي نظير والدين، دانشآموزان، معلمين، حاميان مالي بخش خصوصي، مقامات مديريتي، دپارتمان آموزش و علوم و ساير گروههاي ذينفع منجمله كارفرمايان و نهادهاي مدني به ايفاي نقش مبادرت مينمايند. به دنبال برپايي كنفرانس ملي آموزش در اكتبر سال 1993 ميلادي، پيشنويس آموزشي طي سال 1992 ميلادي منتشر گرديد. در اين كنفرانس نمايندگان چهل و دو سازمان، نهاد آموزشي، شركاي مدني بخش آموزش و دپارتمان آموزش و علوم دور هم گرد آمدند تا در خصوص موضوعات كليدي سياستهاي آموزشي كشور به بحث و گفتگو بپردازند. بدنبال انتشار گزارش نهايي كنفرانس، سند سياسي آموزش كشور طي سال 1995 ميلادي منتشر گرديد. عنوان سند سياسي مذكور ترسيم آينده آموزشي كشور بود. سند مذكور دولت بر مشاركت جدي در حوزه آموزشي كشور تأكيد داشت. اين سند همچنين از تمايل دولت در جهت معرفي ماده قانوني كه به روشن شدن ترتيبات حاكم بر نظام آموزشي كشور بر اساس چارچوبهاي قانون منتهي ميگرديد پرده برداشت. لازم به يادآوري است كه ماده قانون مذكور موسوم به ماده قانون آموزش طي سال 1998 ميلادي به تصويب دولت رسيد. بر اساس ماده قانون آموزش مصوب سال 1998 ميلادي، وزير آموزش و علوم مؤظف گرديد از مشاوره نهادهاي مختلف دستاندركار بخش آموزش كشور منجمله انجمنهاي اوليا و مربيان، شوراهاي مدارس، اتحاديههاي تجاري و صنفي بهرهگرفته و جهت اتخاذ سياستها و راهبردهاي مؤثر و مناسب آموزشي در تشخيص و اصلاح نابسامانيهاي آموزشي به موانع آموزشي ناشي از مشكلات اقتصادي و اجتماعي و عدم بهرهمندي دانشآموزان از منابع و امكانات آموزشي مدارس توجه نمايد. 





![]()





تأمين هزينههاي آموزشي
نهادهاي تأمين كننده بودجه آموزشي
ماده قانون خدمات آموزشي
سرمايهگذاري در بخش آموزش
بودجهبندي طرح آموزش همگاني
سرمايهگذاري در آموزش همگاني
طرح ا بقاء تحصيلي ( SCP )
حمايتهاي مالي از مدارس منطقهاي

مديريت آموزشي
شوراي آموزش
نهادهاي مركزي
نهادهاي محلي
قوانين مديريت آموزشي
همكاري و مشاوره آموزشي
نهادهاي مشاورهاي

مسائل و مشكلات مقاطع آموزش ابتدايي و متوسطه

۱- طرح اختصاص بودجه به مناطق محروم
۲- طرح ارتباط خانه / مدرسه / جامعه
ساختاركلي طرح ارتباط خانه / مدرسه / اجتماع
منابع انساني
منابع مالي
عوامل دخيل در ترك تحصيل زود هنگام
۳- طرح مبارزه با ترك تحصيل دانشآموزان و نحوه پيشگيري از آن
۴- طرح شروع زودهنگام آموزش
۵- طرح تكميل دوره آموزش
۶- طرح تأسيس مدارس دارالتأديبي ويژه جوانان بزهكار
۷- طرح ملي مبارزه با فقر ( NAPS )
۸- طرح تأسيس صندوق خدمات و تسهيلات جوانان
۹- طرح دسترسي كودكان استثنايي به برنامههاي آموزشي
۱۰- طرح غناي اجتماعي حوزه آموزش كشور
۱۱- طرح آموزش ويژه خانوادههاي دايمالسفر


در کشور ایرلند " مدارس كشور 5 روز در هفته به دانشآموزان خدمات آموزشي ارائه مينمايند. حداقل زمان اختصاص يافته به هريك از دروس مقطع ابتدايي 915 ساعت در سال ميباشد. در مقطع ابتدايي شمار دروسي كه در طول سال تحصيلي ميبايستي به دانشآموزان ارائه گردد، ثابت نميباشد. هرساعت آموزشي معمولاً 30 دقيقه به طول انجاميده ومدارس كل كشور موظف به ارائه دورس هفتگي آموزشي بنا بر دستورالعملهاي ابلاغي در خصوص ميزان زمان اختصاص يافته به دروس مختلف ميباشند. در مقطع متوسطه نيز هرساعت آموزشي به طور عادي بين 45-35 دقيقه به طول انجاميده و دانشآموزان در طول يك هفته 42-35 كلاس مختلف را تجربه مينمايند. " باتوجه به ساعاتی که برای آموزش یک درس در ایرلند در نظر گرفته شده و مقایسه ی آن با کلاس های درسی ایران در مقاطع پایه و متوسطه سوالی که می توان مطرح کرد ، این است که کار آمدی کدام کلاس بهتر خواهد بود ؟ البته با توجه به محتوای درسی در ایران که بسیاری از آنان نه در حین تحصیل و نه بعد ها در طول زندگی به درد دانش آموزان نمی خورد می توان گفت که بسیاری از این ساعات آموزشی در ایران به سادگی سوخته و از دست می رود و این در حالی است که می توان با اهمیت دادن بیشتر به مطالب به روز دنیا مانند آموزش کاربرد کامپیوتر در زندگی و یا آموزش صحیح زبان انگلیسی یا سایر زبان های به روز دنیا ، آموزش مسائل بهداشت روحی و جسمی ، آموزش در زمینه های فنی و حرفه ای ، آموزش صحیح و در حد لازم ریاضی و فیزیک و علوم اجتماعی می توان از این ساعات به نحو احسند استفاده کرد . متاسفانه شاید به تمامی این موضوعات در نظام آموزشی توجه شده ولی به دلیل کمرنگ بودن آنها و به دلیل آموزش نا صحیح هیچ استفاده ای نمی توان از آنها نمود و تمام زمان و انرژی که در این مدت صرف می شود به هیج عنوان مفید واقع نمی شود ، چرا که بیشتر زمان را اختصاص به مطالبی می دهیم که در دنیای امروز از دور خارج هستند و عملا هیچ کاربردی ندارند مگر در سطح یک متخصص .
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت
18:1 توسط المیرا حسین زاده آزاد| |
در کشور ایرلند " مدارس ابتدايي خصوصي درحوزه مالكيت و اداره خود، بهصورت كاملاً خود مختار عمل مينمايند. مدارس مذكور از محل شهريههاي تحصيلي، كمكهاي مردمي، بودجه يا داراييهاي خصوصي، تأمين اعتبار ميگردند. بطور قانوني، كليه مدارس متوسطه خصوصي رايگان بوده و اما بودجة مالي قابل ملاحظهاي از ادارة كل آموزش و پرورش دريافت مينمايند. در مدارس انتفاعي / شهريهاي دولت، دولت تقريباً تمامي حقوق معلمين رسمي را پرداخت مينمايد.در مدارس غير شهريهاي (غيرانتفاعي)، علاوره بر پرداخت حقوق معلمين كمكهاي مالي خاصي به روساي مراكز واگذاري ميگردد. كليه مدارس متوسطه خصوصي ملزم به فعاليت مطابق قوانين و برنامههاي مدارس متوسطه دولتي ميباشند.
نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت
11:22 توسط المیرا حسین زاده آزاد| |
در کشور ایرلند به این امر کاملا توجه میشود که " در جهت مواجهه معقول با شرايط مطلوب اقتصادي - كه به سرعت در حال تغيير و تحول است - كارگران شاغل و كارگران آماده به كار نيازمند افزايش مهارتهاي كاري خود مطابق با نيازهاي بازار كار ميباشند. لازم به يادآوري است كه اين امر از ديدگاه كارفرمايان جهت اشتغال به كار اين قبيل افراد به عنوان يك امتياز مثبت به شمار ميرود. " اما در مورد کارگران ایرانی چه مسئله ای بعنوان یک امتیاز محسوب میشود ؟ آیا غیر از این هست که حتی در طبقه ی کارگری نیز از بند (( پ )) استفاده میشود ؟ یا کارگرانی در الویت هستند که اعتراضی به وضعیت موجود در کار خود را ندارند ، و حاضر به تحمل شرایطی هستند که فرق چندانی با بیگاری ندارد ؟ در واقع در کشور ما تقریبا هیچ حرکتی برای روزآمد نمودن مهارتهاي شغلي كارگران صورت نمی گیرد یا به قدری کمرنگ است که به چشم نمی آید که این نشات گرفته از پایه آموزشی ضعیف در کشور است .
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت
10:49 توسط المیرا حسین زاده آزاد| |
در کشور ایرلند " تحصيلات ابتدايي از 6 تا 15 سالگي اجباري و در بسياري از مدارس و نيز در سطح ليسانس در دانشگاه هاي این کشور مجاني است. "
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت
19:5 توسط المیرا حسین زاده آزاد| |
با سلام خدمت دوستان
نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت
19:4 توسط المیرا حسین زاده آزاد| |
طي قرن 19 نظام آموزشي كشور از تحتالحمايگي مطلق دولتي خارج شده و مطابق مدل خصوصي مديريت گرديد. در حال حاضر نهادهاي ايالتي به تأمين سهم عمدهاي از بودجه آموزشي و اختصاصي كمكهاي مالي به مدارس مبادرت مينمايند- لازم به ذكر است كه سهم عمدهاي از سرمايهگذاريهاي آموزشي در مدارس ابتدايي و متوسطه توسط نهادهاي ايالتي تأمين شده، بيشتر اين مدارس از مالكيت خصوصي برخوردار بوده و اغلب تحت نظارت يك فرقه مذهبي قرار دارند. تا سال 1970 اين مدارس توسط يك فرد روحاني از فرقههاي مذهبي مختلف اداره ميگرديد. در حال حاضر مدارس مذكور توسط انجمن مديران آموزشي اداره ميگردد. گفتني است تعداد محدودي از مدارس چند فرقهاي كه توسط گروههايي از والدين اداره ميشوند نيز تحت سرمايهگذاري ايالتي قرار دارند. از سال 1990 بودجه مازادي معادل 57 ميليون پوند جهت بر طرف شدن نقائص و كاستيهاي آموزشي حوزه آموزش كشور به اين امر اختصاص يافت. گفتني است كه تصويب بودجه مذكور در جهت گسترش برنامههاي ارتباطي خانه و مدرسه و جامعه و برنامههاي جبراني، فراهمآوري امكاناتي براي آندسته از دانشآموزاني كه از نيازهاي ويژهاي برخوردار ميباشند، تشويق دانشآموزان جهت تكميل دوره آموزشي خود تا سال چهارم دبيرستان، پايهگذاري سرويس ملي روانشناسي تحصيلي گسترش برنامههاي سوادآموزي بزرگسالان و برطرف نمودن كاستيهاي موجود در تحصيلات سطح سوم صورت گرفته است.
نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت
11:24 توسط المیرا حسین زاده آزاد| |
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت
20:39 توسط المیرا حسین زاده آزاد| |
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت
12:23 توسط المیرا حسین زاده آزاد| |
ابتداييترين مكانيسم دولت ايرلند جهت برطرف نمودن محروميت اقتصادي ـ اجتماعي كشور كه در قالب طرح غنيسازي مناطق محروم به مورد اجرا درآمد، تدارك كمكهاي ويژه آموزشي و اختصاصي بودجههاي مازاد به مدارس مناطق محروم كشور ميباشد.مطابق چنين مكانيسمي مدارس مناطق محروم كشور از اولويت جهت برطرف نمودن نيازهاي اقتصادي، اجتماعي و آموزشي منجمله رفع بيكاري، برخورداري از مراقبتهاي پزشكي و سوادآموزي برخوردار ميباشند. گفتني است كه در مجموع تعداد 316 مدرسه مشمول طرح غنيسازي مناطق محروم گرديده و از بودجه مازاد معادل 30 پوند به ازاي هر دانشآموز برخوردار گرديدهاند. از جمله مهمترين طرح هاي آموزشي اجرا شده در كشور ايرلند ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت
12:33 توسط المیرا حسین زاده آزاد| |
براساس آمارهاي بدست آمده طي سال 1996 تقريباً نيمي از جمعيت ردههاي سني 64-25 سال كشور ايرلند موفق به اتمام دوره تحصيلات متوسطه نگرديدند و اين در حالي است كه اين رقم طي سال 1989 ميلادي بر 62 % بالغ ميگرديد. پائين بودن رتبه كشور در اين شاخص نمايانگر سرمايهگذاري اندك دولت ايرلند در بخش آموزشي ظرف مدت 30 سال گذشته است. علاوه بر اين كشور ايرلند در مقايسه با بسياري از ديگر كشورهاي دنيا عقبتر است كه اين مسأله هم نشانگر افزايش نسبي نرخ تكميل دوره تحصيلات متوسطه در اين كشور ميباشد. براساس آمارهاي موجود، شمار جواناني گروه سني 24-20 سال كه به دريافت ديپلم متوسطه نائل نيامدند از 38 % طي سال 1989 ميلادي به 26 % طي سال 1995 ميلادي كاهش يافت كه در نوع خود رقم اميدواركنندهاي به شمار ميرود. در مقايسه با سال 1989 ميلادي كه طي آن تنها 7 % از جمعيت ردههاي سني 64-25 سال كشور از مدرك دانشگاهي برخوردار بودند، طي سال 1996 ميلادي اين رقم به 11% افزايش يافت. در رابطه با نرخ بيكاري و عدم موفقيت در شغليابي، مردان ايرلندي فاقد مدرك تحصيلي ديپلم متوسطه (5/2) برابر بيشتر از همتايان خود كه از مدرك تحصيلي ديپلم متوسطه برخوردار ميباشند بيكاري طولاني مدت را تجربه ميكنند در حاليكه اين نرخ در ميان زنان ايرلندي (2/2) برابر است. در كشور ايرلند ميان درآمد بالا و موفقيت تحصيلي رابطه بسيار قوي وجود دارد. در اين راستا فارغالتحصيلان دانشگاهي درآمد بيشتري نسبت به فارغالتحصيلان متوسطه كسب مينمايند. گفتني است كه زنان فارغالتحصيل دانشگاهي و فارغالتحصيل متوسطه در ايرلند بيشتر از همتايان مرد خود كسب درآمد مينمايند.
نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت
12:15 توسط المیرا حسین زاده آزاد| |

